نظارت و راهنمایی در سیستم های آموزشی ایران » موسسه فرهنگی آموزشی رشد آفرین کوشا
 
 
رشد آفرین » مقالات » نظارت و راهنمایی در سیستم های آموزشی ایران

نظر سنجی

نظرشما در مورد سايت چيست؟

عالی
خوب
متوسط
بد


نمایش نتایج

فروشگاه لگو شاپ تبریز

نماینده انحصاری فروش اسباب بازی های لگو

میدان فهمیده مجتمع تجاری لاله پارک طبقه دوم

تلفن: 36700298 -041

------------------------------------------------------------

خانه بازی کودک شیرین

محیطی مناسب برای ساعات فراغت فرزندان شما

با سالن مجهزو کادرمجرب برای جشن تولد کودک

تبریز سربالایی ولیعصر روبروی فروغی پلاک 20

تلفن: 33311198-041

------------------------------------------------------------

مهد کودک لعل

بهترین فضا برای رشد کودک شما

ائل گلی فلکه خیام 35 متری سینا 6 متری دوم پ 20 روبروی آموزشگاه شکوه

تلفن: 33814565-041

------------------------------------------------------------

متخصص کودک

دکتر احمد جاوید

تبريز باغمیشه پشت آتش نشانی ساختمان پزشکان

تلفن: 36685951-041


 
 

نظارت و راهنمایی در سیستم های آموزشی ایران

در بررسی تاثیر گزارترین پدیده انسانی یعنی آموزش ، می توان دریافت که انسان از بدو تولد در حال آموختن است و درحال انتقال تجربیات و معلوماتش به دیگران می باشد . پیشرفت جوامع باعث سازماندهی این آموزشها در قالب سیستم های آموزشی و آموزش و پرورش گردیده که وظیفه و تاثیرات سرنوشت سازی در جوامع بشری ایفاء می نماید . مدیریت صحیح و با برنامه این سیستم ها ، می تواند بیشترین دامنه تاثیر گزاری در توسعه فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و انسانی هر کشور را داشته باشد . اهداف مشخص شده از سوی مدیر و نحوه نظارت بر اجرای آن ، نقش اساسی در پیشرفت جامعه دارد که در این مقاله به نظارت بر سیستم های آموزشی و اهمیت آن مفصل تر خواهیم پرداخت .
عملیات یا اجرا ( معلمین ) ، تاکتیک یا روش مند سازی برنامه های آموزشی ( مدیران میانی یا مدیران مدارس ) و استراتژی یک سازمان در اهداف تربیتی جامعه ( مدیران استراتژیک یا بخشنامه های آموزشی سازمان آموزش و پرورش ) سه محور اصلی یک سیستم آموزشی هستند که علاوه بر خود کنترلی یا نظارت درونی و بالابردن سطح آموزشی خود باید مکملی مناسب برای همدیگر باشند .
درابتدا یک تعریف از نظارت : نظارت به معنی پی گیری امور و وظایف سازمانی و مدیریتی است ، که به همراه برنامه ریزی مانند دولبه یک قیچی اند . نظارت وسیله و روش مناسبی است برای حصول اطمینان از تحقق هدف ها ، و ناظر با مقایسه آنچه انجام شده ( عملکرد) با آنچه باید انجام گیرد ( استاندارد) می تواند اندازه رسیدن یا نزدیک شدن به اهداف را نه افراد را مورد بررسی قراردهد . لذا نظارت برکارکنان بدون داشتن یا دادن برنامه و روشن نمودن و شفافیت اهداف و استراتژی آموزشی موجب نارضایتی کارکنان و صرف هزینه می گردد ( حسین خنیفر ، 1381 ).
امام علی (ع) برای نظارت بر جامعه اسلامی از عیون یاد می کند کسانی که مثل چشم عمل می کنند . چشم دردیدن کم کاری یا خیانت نمی کند و هرچه دیده است بدون قضاوت به مغز انتقال می دهد لذا یک ناظر خوب نباید تحلیل و بررسی و قضاوت کند . کار ناظر دیدن و گزارش نمودن است .این مغز است که تحلیل خواهد نمود. و مدیران ارشد استراتژیست هستند که با سنجش فاصله اهداف با نحوه اجرا می توانند تصمیم بگیرند ( حسین خنیفر ، 1381 ).در دوره قبل از سیستماتیک شدن ، مدارس و مراکز علمی از استراتژی و هدف کلی پیروی نمی نمودند . این مدیران مراکز بودند که هدف گذاری نموده و استراتژی مرکز خود را تعریف و با مشخص کردن تاکتیک ها و روشهای آموزشی خود را در معرض انتخاب دانش آموزان و اولیاء ایشان قرار می دادند . که بعنوان درخشان ترین دوره آموزشی درایران که خوارزمی ها ، بوعلی سینا ها و سعدی ها ... و علامه های بزرگ دینی ایران زمین را به جامعه ارائه نمودند، گردید .
دوره رسمی با پایه ریزی آموزش و پرورش شروع شده در اصل نوزدهم قانون اساسی مصوب 1286 شمسی نظارت شروع شد سپس در سال 1290 شمسی در ماده 13 قانون اساسی تحت عنوان مفتش دولتی مطرح گردید . در دنیا نیز از سال 1620 تا سال 1850 نظارت به معنای بازرسی ، تفتیش از مدارس انجام می پذیرفت . از سال 1850 تا 1910 نظارت توسط مباشران و سرپرستان غیر حرفه ای به منظور اجرای قوانین و مقررات اعمال گردید . در طی سالهای 1930 تا 1975 نظارت بوروکراتیک ، کلینیکی ، روابط انسانی به صورت اکید مطرح شده و از سال 1975 تا 1985 نظارت به صورت همکارانه و همتا سازی مطرح شده و ازسال 1985 تا 2000 مسئولیت های نظارت افزایش یافته و نظارت بوم شناختی ، پاسخگویی ، استادی مطرح شده و از 2000 تا امروز مدهای نظارت حمایتی و مجازی مطرح اند ( خدیوی ، 1387 ). در سیستم آموزشی کشور با اهداف مشخص و نه چندان شفاف ، امروزه از نظارت به روش سنتی که اغلب معلمان به آن واکنش منفی نشان می دهند استفاده می شود در این روش فرآیند نظارت به منظور ارزشیابی از عملکرد معلم انجام گرفته و از سوی معلیمین با ارزشیابی( امتحان )همسان تلقی میشود . معلم از این نوع نظارت احساس ارزشیابی کرده و زمانی که نتایج ارزشیابی منفی شود در امنیت شغلی تاثیر گذاشته و اضطراب درمعلمین ایجادخواهد نمود . نکته قابل توجه دیگر در این روش نظارتی ( روش سنتی ) این است که معلم بدون آگاهی از فاکتورهای مورد نظر ناظر برای ارزشیابی ( شیوه تدریس ، تسلط در کنترل کلاس ، پاکیزگی کلاس ، نظم ....)عملکردش مورد بازرسی قرارمی گیرد . سئوال اینجاست که آیا معلم در پایان،فرصتی جهت مذاکره و تحلیل نتایج ارزیابی خواهد داشت ؟ وقتی معلمی در موردی به مشکل برخورد نماید ، می تواند براساس نیازش درخواست بارزسی یا نظارت کند یا نظارت براساس نیاز ناظر خواهد بود ؟ ظاهرا سیستم سنتی نظارت در ایران از این تعریف پیروی می کند : به هرگونه فعالیتی که برای اصلاح آموزش در کلاس درس صورت می گیرد نظارت گویند ( مارکس و استوپس ، 1971 ) این تعریف تاکید برکلاس درس دارد در حالیکه مفهوم نظارت فراتر بوده و باید همه ابعاد را در برگیرد .
وضعیت موجود آموزشی در کشور و نتایج غیر قابل قبول آن نشانگر شفاف نبودن استراتژی موجود در آموزش و پرورش کشور برای مدیران میانی که وظیفه روش مند سازی استراتژی ها را دارند ، است . البته تدوین طرح چشم انداز و تصویب تحول بنیادی در آموزش و پرورش کشور تا حدودی نقشه راه را مشخص نموده است اما لزوم شفاف سازی برای جلوگیری از تفاسیر مختلف لازم و ضرروی است . ضعف مدیران میانی یا تاکتیکی در روش مند نمودن استراتژی ها ، آشنا نبودن معلمین با روشهای روز دنیا در آموزش و نگرانی آنها به تعهداتشان نسبت به مدرسه و کارگزاران بجای نگرانی از تعهدشان به کودکان و اولیاء و جامعه ، بیانگر مشکلات موجود در نتیجه نگرفتن از نظارت و راهنمایی ها در سیستم آموزشی کشور است .
با وجود تکنیک های نوین و علوم جدید در آموزش و پرورش مدلهای نظارت و راهنمای آموزشی با روشهای قدیمی و سنتی قدرت پاسخگویی به تحولات جدید را نخواهد داشت در بررسی مدل نظارتی سنتی ، مدل نظارتی اداری ، مدل نظارتی همتا، مدل نظارتی مشاوره ای ، مدل نظارت پویا، مدل نظارت علمی ، مدل نظارتی روابط انسانی، مدل نظارت آموزشی ، مدل نظارت سنیرژیک ، مدل نظارت غیررسمی ، مدلهای نظارتی درونی و بیرونی ، خودگردان ، ادراکی یا کلینیکی ، توسعه ای ، اقتضایی یا تصعیدی (خدیوی ، 1387 ). در می یابیم سیستم آموزشی کشور از مدلهای مختلف استفاده نموده است. یا از ترکیبی از مدلها بهره می برد . اما معتقدم مشکل سیستم آموزشی ما در نظارت یا انتخاب مدل یا تغییر در مدلهای نظارتی حل شدنی نیست .
با احترام به همه متد ها و روش های اجایی در سیستم آموزش و پرورش کشور ، برای کارآمدی نظارت ، ابتدا باید مدیران میانی خوبی برای مراکز آموزشی خود تربیت یا بازآموزی نموده سپس استراتژی آموزشی کشور را برای یک دوره (تغییرات فرهنگی زمانبر هستند) که قابل بررسی باشد بصورت شفاف برای مدیران میانی خود تدوبن و روشن کنیم . مرحله بعدی تبدیل استراتژی به روش ها و تاکتیک ها ، توسط مدیران میانی است که در این مرحله بخشنامه ای نبودن روشمندسازی ها باعث خلاقیت و نوآوری مدیران مراکز آموزشی خواهد شد .محور سوم گروه اجرا و عملیاتی سیستم ، یعنی معلمین اند. که با آشنایی کامل با متد های آموزشی و متعهد شدن در مقابل اولیاء بعنوان ناظرین اصلی تحول در فرزندانشان به پرورش دانش آموزانی کارآمد برای جامعه ایران اسلامی پرداخته و بدون نگرانی از موقعیت شغلی تمام تلاش خود را برای نزدیک نمودن نتایج آموزش با استراتژی های مشخص شده از سوی سازمان و به روش تعیین شده توسط مدیر مرکز فکر نماید . در این صورت است که نظارت معنی پیدا می کند . ناظر می داند که در کلاس باید به دنبال چه باشد و می داند که موقع ورود به مدرسه بجای حضور سر کلاس اول باید با مدیر مرکز در مورد روش اتخاذ شده در مدرسه (تاکتیک ) برای رسیدن به هدف مشخص شده در برنامه آموزشی کشور صحبت نموده ، سپس با ارزیابی دانش آموزان و نحوه اجرای کلاس به آنچه انجام شده از استانداردها نمره داده و نکته ضعف موجود در مدرسه را بیابد . آیا مدیر روش مند سازی را خوب انجام نداده و استراتژی را خوب دریافت ننموده است ؟ یا معلم نتوانسته با خلاقیت و روشهای نوین آموزشی مرحله اجرا را بدون نقص انجام دهد ؟
از سوی دیگر آموزش مداوم مدیران میانی و معلمین ضرورت انکار ناپذیر سیستم های نوین آموزشی دنیا است . تا با آگاهی و توانمندی بیشتر که در این قشر ایجاد میشود . اضطراب ازامنیت شغلی از بین رفته و باعث نوعی خود کنترلی در افراد گردد

مقاله اثر : خانم الهام شریفی - کارشناس ارشد مدیریت آموزشی