رشد آفرین » تازه ها » Philosophy for children

نظر سنجی

نظرشما در مورد سايت چيست؟

عالی
خوب
متوسط
بد


نمایش نتایج

فروشگاه لگو شاپ تبریز

نماینده انحصاری فروش اسباب بازی های لگو

میدان فهمیده مجتمع تجاری لاله پارک طبقه دوم

تلفن: 36700298 -041

------------------------------------------------------------

خانه بازی کودک شیرین

محیطی مناسب برای ساعات فراغت فرزندان شما

با سالن مجهزو کادرمجرب برای جشن تولد کودک

تبریز سربالایی ولیعصر روبروی فروغی پلاک 20

تلفن: 33311198-041

------------------------------------------------------------

مهد کودک لعل

بهترین فضا برای رشد کودک شما

ائل گلی فلکه خیام 35 متری سینا 6 متری دوم پ 20 روبروی آموزشگاه شکوه

تلفن: 33814565-041

------------------------------------------------------------

متخصص کودک

دکتر احمد جاوید

تبريز باغمیشه پشت آتش نشانی ساختمان پزشکان

تلفن: 36685951-041


 
 

Philosophy for children

Philosophy for children




سئوال : پروفسور لیمپن منظور از برنامه «فلسفه براي كودكان» چيست ؟
در اواخر سالهاي 1960 در دانشگاه كلمبيا واقع در نيويورك به درجة استادي فلسفه رسيدم. من فكر مي كردم كه دانشجويانم فاقد قدرت استدلال و قدرت تميز و داوري هستند , اما براي تقويت قابل ملاحظة قدرت تفكر آنها , ديگر بسيار دير شده بود . من به اين فكر افتادم كه اين كار مي بايست در دوران كودكي انجام ميگرفت ( و در آن زمان تقريباً فقط من بر اين اعتقاد بودم ). بايد وقتي كودكان در سن يازده يا دوازدسالگي بودند، يكسري دوره هاي درسي در خصوص تفكر انتقادي را مي گذارندند. اما براي تهية موضوعي قابل فهم و مخاطب پسند، بايستي متون درسي بصورت داستان نوشته مي شد , داستاني دربارة منطق اكتشافي كودكان. اما بنظر مي رسيد كه اين كار نيز بايد با دقت و ظرافت بسيار انجام مي گرفت . اين داستان ها بايد راجع به فلسفة مورد اكتشاف كودكان مي بود.
از اين رو من كتاب كشف هري استوتلمير را نوشتم ( اين عنوان ايما واشاره اي است به اسم ارسطو). وقتي آنرا در سال 1970 به آزمايش گذاشتم , بنظر مي رسيد بخوبي كارگر افتاده است . در پي آن براي معلمان ( با كمك آنه مارگارت شارپ) يك كتاب راهنما كه شامل صدها تمرين فلسفي بود , نوشتم. آن كتاب هم بخوبي نتيجه بخش بود . سپس شهر كلمبيا را ترك كردم و «پژوهشگاه توسعه و پيشبرد فلسفه براي كودكان» را در دانشگاه دولتي مونتكلير تأسيس كردم . پس از چند سال , كتابي با عنوان ليزا نوشتم كه منحصراً مربوط به اخلاقيات بود. اين كتاب تكمیل كتاب هري بود و به كودكاني اختصاص داشت كه اندكي بزرگتر بودند. كتاب هاي بيشتر و بيشتري نوشته شد كه هر كدام ويژة سطوح سني خاصي بود. اين كتابها بهمراه كتابهاي راهنماي كمك آموزشيشان بودند.
همچنين مجموعه متنوعي از كتابهاي نظري تأليف و ( به واسطة ناشران دانشگاهي همچون تمپل , كمبريج و تيچرز كالج ) منتشر شد.
برنامة «فلسفه براي كودكان» يا P4C علاوه بر فراهم آوردن كتابهاي درسي متحد الشكل (داستان هاي فلسفي براي كودكان)، طرح آموزشي واحدي دارد كه در آن دانش آموزان سطوح مختلف با قرائت بخشي از داستان با صداي بلند , كلاس را آغاز مي كنند. سپس پرسش هايي در بارة آن طرح مي كنند و راجع به آنها به بحث مي نشينند. روش كار چنين است و شامل انتقاد متقابل و دو جانبه و ابراز عقايدي در نهايت دقت است. مربي اين روش را بعنوان رهيافتي آموزشي به رسميت شناخته و در پيش مي گيرد تا بدان وسيله كودكان را بسوي تبديل شدن به شهرونداني در نظام دموكراسي سوق دهد .
سئوال: پيدايش و تكميل اين برنامه چگونه صورت گرفته است؟
پيدايش «فلسفه براي كودكان» از «هيچ كجا» و بدون مقدمه نبوده است. اين برنامه بر اساس رهنمودهاي جان ديويي و مربي روسي ليو ويگوتسكي بوجود آمده است كه بر ضرورت تعليم تفكر و تأمل و نفي آموزشِ صرفِ «حفظ كردن» تأكيد مي كردند. براي كودكان كافي نيست كه فقط آنچه را كه به آنها گفته مي شود به حافظه سپرده و سپس بياد بياوردند، بلكه آنها بايد موضوع مورد نظر را آزموده و تجزيه تحليل كنند. درست همان طوركه فرايند تفكر، پردازش اموري است كه كودكان دربارة جهان و از طريق حواسشان ياد ميگيرند، آنها نيز بايد دربارة آنچه در مدرسه ياد مي گيرند، بيانديشند. حفظ كردن مطالب، يك مهارت فكري كم ارزش و سطح پاييني است؛ به كودكان بايد مفهوم سازي، داوري و تميز امور از همديگر، استدلال و اموري از اين قبيل را ياد داد.
پس از آزمايشي كوچك اما فشرده كه بواسطة اين طرح به عمل آمد، به تعدادي از افراد كه دكتراي فلسفه داشتند، تعليم داده شد تا معلمان سرتاسر ايالات متحده را آموزش دهند. آنها در سال هاي 1970 شروع به اين كاركردند. در پايان اين دهه، پنج هزار كلاس در اين كشور از اين برنامه بهره مي بردند. ( اين آزمايش نشان داد كه با ارائة اين برنامه براي كودكان يازده ساله، مي توان به آنها ياد داد تا در مسائل مربوط به استدلالهاي صوري، 27 هفته سن هوشي بالاتري داشته باشند.)
با مساعدت دانشكدة تعليم و تربيت نيوجرسي و كمك هاي بلاعوض بنيادهاي خصوصي، اقدام به تشكيل كارگاههايي براي تربيتِ"معلمـ مربي" كرديم تا سپس آنها نيز معلمان ديگري را تربيت كنند، معلماني كه استفاده از اين برنامه را راه اندازي كنند. معلمان آموزش ديده گزارش دادند كودكان با خوشحالي به دوستانشان پاسخ مي دهند، چراكه اين كار به آنها امكان مي دهد تا به راحتي و آزادانه در كلاس صحبت كرده و دربارة ايده ها و نظراتشان با يكديگر و نيز با معلم به بحث بپردازند.
از آنجا كه فلسفه براي كودكان بيشتر يك برنامة مبتني بر زبان و مهارت هاي گفتاري است، توفيق آن رابطة تنگاتنگي با گسترش و بسط دقيق آن در مجموعة وسيع تري از زبانها دارد.
سئوال : در فلسفه براي كودكان چند رويكرد و نگرش وجود دارد؟ لطفاً در بارة اين رويكردها توضيح دهيد؟
آنچه «فلسفه براي كودكان» ناميده مي شود، تلاشي است براي بسط فلسفه، با اين هدف كه بتوان آن را بسان نوعي آموزش به كاربرد. اين فلسفه، آموزشي است كه از فلسفه براي واداشتن ذهن كودك به كوشش در جهت پاسخگويي به نياز و اشتياقي كه به معنا دارد، بهره مي برد.
اما «فلسفه با كودكان PWC» بعنوان شاخة فرعي كوچكي از فلسفه براي كودكان رشد كرد. به اين معنا كه «فلسفه با كودكان» از بحث و گفتگو در بارة آراي فلسفي سود مي برد، اما نه فقط بواسطة داستانهاي نوشته شده براي کودکان. برنامة فلسفه با کودکان قصد دارد کودکان را به عنوان فلاسفة جوان پرورش دهد. اما هدف «فلسفه برای کودکان»، ياري دادن به آنها براي بهره‌مندي از فلسفه به منظور بهبود بخشيدن به يادگيري همة موضوعات موجود در اين برنامة درسي است.
در ابتدا وقتي به اين موضوع علاقمند شدم، گمان مي‌كردم كه كودكان حتي پس از تعليم براي كسب دقت، انسجام و هماهنگيِ بيشتر، باز هم نمي‌توانند كاري بيشتر از تفكر انتقادي بكنند. اما «تفكر انتقادي» شامل مفهوم‌سازي، منطق صوري و هيچ گونه مطالعه‌اي از نوع فلسفة سنتي نيست، يعني هيچ يك از مواردي را كه من كوشيده‌ام در «فلسفه براي كودكان» ارائه كنم، در برندارد. تفكر انتقادي، كودكان را به فلسفه بازنمي‌گرداند اما اعتقاد من اين است كه كودكان ديگر به چيز كمتري رضايت نخواهند داد و زير بار آن نخواهند رفت. البته آنها را نبايد هم به اين كار مجبور كرد. تفكر انتقادي در پي دقيقتر ساختن ذهن كودكان است؛ فلسفه هم به آن عمق مي‌بخشد و هم آن را پرورش مي‌دهد.
سئوال : قوي‌ترين و پرنفوذترين رويكرد «فلسفه براي كودكان و نوجوانان » كدام است؟
از نظر من برنامه‌اي كه خود پرورده‌ام و برنامه‌اي كه به نام «فلسفه براي كودكان» ناميده مي‌شود مي‌تواند بهترين رويكرد نسبت به بهبود تفكر كودكان دانسته شود.
دلايل اين امر عبارت اند از:
الف) علاقه: كودكان در خصوص كاري كه علاقة بسيار شديدي به آن دارند بيشتر تلاش مي‌كنند. به دلايل زير، P4C بيشتر مورد علاقه آنهاست: چون 1. شامل داستانهاي تخيلي است، 2. دربارة كودكاني همانند خودشان است و3. اين برنامه آنها را وارد گفتگويي دربارة موضوعات بحث برانگيزي (همچون اخلاق) مي‌كند.P4C از تفكر انتقادي مي‌گذرد و فراتر مي‌رود.
ب) هيجان: P4C تنها به تقويت تفكر انتقادي بسنده نمي‌كند. در اين برنامه پذيرفته مي‌شود كه تفكر مي‌تواند به شدت مهيج و احساسي باشد. اين برنامه راههايي را فراهم مي‌كند كه از طريق آنها كودكان امكان سخن گفتن دربارة خود و تحليل آنها را بيابند.
پ) تفكر انتقادي :P4C كاملاً دربرگيرندة «تفكر انتقادي» است ولي آن را با وسعت و عمق بيشتري تعقيب مي‌كند. تفكر انتقادي اغلب «ضميمه‌اي» صرف براي برنامه‌هاي درسي رايج است، اما P4C اين نياز را به رسميت مي‌شناسد كه كودكان بايد به گونه‌اي واقعي با موضوعاتي سر و كار داشته باشند كه آن ها را مسأله‌انگيز يا مبهم مي‌پندارند.
ت) ارزش‌ها: در اين برنامه كودكان از همان ابتدا متوجه مي‌شوند كه برخورد ما با موضوعات ارزشي، مستعد مبهم شدن، دو پهلو شدن و آشفتگي ‌است. در نتيجه، كودكان اموري را كه آنها را به تفكر دقيق و روشن رهنمون مي شود، مغتنم مي‌شمارند. اما اين بدان معنا نيست كه تفكر آنها بايد بدون شور و شوق يا فاقد احساسِ عاطفي باشد. كودكان مي‌توانند دربارة مسائل مورد علاقةشان ـ يعني زماني كه موضوع تفكر آنها علاوه بر انتقادي بودن، خوشايند، توأم با احساس عاطفي و دلسوزي نيز هست ـ بهتر فكر كنند.
ث) خلاقيت: تفكر خوب مي‌تواند همانند زماني كه با تمام وجود در داستاني غرق مي‌شويم يا هنگامي كه فرضيه‌اي مي‌سازيم سرشار از تخيل باشد؛ بنابراين P4C به ويژه در زمينة خلاقيت، موفقيت‌آميز است.
ج) جمعي بودن: فلسفه، فعاليتي است مبتني بر گفتگو؛ اين كار، نيازي ضروري به گشودن باب گفتگو به روي تمام اعضاي جامعه دارد. به عبارت ديگر، به كندوكاو همگاني و مشترك نياز دارد. مردم جهان هنگامي كه نسبت به قربانيان بي گناه فاجعه‌اي احساس دلسوزي و همدردي دارند به نحوي بهتر از زماني رفتار مي‌كنند كه فاقد آن هستند
سئوال : روش ابداعي شما در اين زمينه كدام است؟
من تعداد زيادي از عناصر و مؤلفه‌هاي معروف را برگرفته و آنها را به شيوه‌اي نو تركيب كرده ‌ام تا شكل جديدي از تعليم را پديد آورم. پيش از آنكه «فلسفه براي كودكان» پيشرفت خود را شروع كند، فلسفه و «تعليم و تربيت» بكلي از هم جدا و بيگانه تلقي مي‌شدند. آنها همانند نفت و آب با يكديگر مخلوط نمي‌شدند. اما برنامه‌اي چون P4C ، كه تأكيد دارد كودكان در بارة پرسش‌ها، فكر بكر و بهتري داشته باشند و سعي كنند با بحث آزاد به پرسش‌هاي يكديگر پاسخ دهند، برنامه‌اي است كه يادگيري و دلبستگي، احساس عاطفي و تفكر، و تخيل و فهم را با هم تركيب مي‌كند. به اين دليل است كه منتقدي با صحبت از كتاب جديد من يعني تفكر در تعليم و تربيت (2003), اظهار مي‌دارد كه «نويسندة كتاب حماسة سقراطي بزرگي را آفريده است. اين كتاب جلوه‌اي شوق‌انگيز از آن چيزي است كه تعليم و تربيت مي‌تواند باشد و بايد باشد».
من بر آن بوده‌ام الگويي جديد و مبتني بر تفكر در تعليم و تربيت ارائه دهم كه مفاهيم محوري و انسجام بخش آن، خردمندي يا معقوليت (مربوط به ويژگي فردي) و دموكراسي (مربوط به ويژگي اجتماعي) باشد. اين الگو فقط به اهميت تفكر انتقادي تأكيد ندارد، بلكه بر تفكر خلاقانه و تفكر توأم با علاقه نيز تأكيد مي كند _ هر سه نوع تفكر لازم و ضروري‌اند.
اين برنامه بر آفريدن، بيان كردن، عمل و احساس كردن بعنوان شريان اصليِ تميز و داوري تأكيد مي كند. تمرينات منظم و برنامه‌ريزي شدة اين نوع يادگيري و درك مطلب، در بطن روايت فلسفي تعليم و تربيت قرار دارد. ما فن تعليمِ چنين تمريني را «مشاركت در تحقيق» مي‌ناميم. اين رهيافت تعديل شده و مبتني بر همكاري، با مفهوم «تعادل تأمليِ» راول و «مكتب اصالت آزمايش»جان ديويي مطابقت دارد.


تیم پژوهشی موسسه رشد آفرین کوشا
برگرفته از سایت : www.p4c.ir

آیا شما بعنوان ولی و مسئول آموزش کودکانتان حاضرید آنان را در کلاسهای کندوکاوهای مشترک ثبت نام نموده و برای آموزش ارزشها برایشان هزینه نمائید؟

بله
خیر